امر حفاظت از یک ضرورت ساده تا یک تخصص مغفول مانده در سازمان در کشور
حراست،حفاظت فیزیکی و مراقبت سنتی در کشور
از یک ضرورت ساده تا یک تخصص مغفول مانده در سازمان در کشور
چکیده
در بسیاری از سازمانها و بنگاههای اقتصادی خرد و کلان ایران، واحد حفاظت فیزیکی و مراقبت همچنان به عنوان یک بخش "هزینهزا" و "غیرتخصصی" نگریسته میشود که صرفاً به استخدام نگهبان خلاصه میگردد. این نگاه سنتی و سطحی، ریشه در عدم درک عمیق مدیران از ماهیت پیچیده امنیت پویا دارد. لذا غفلت از به کارگیری کارشناسان و صاحبنظران با تجربه در این عرصه، منجر به ایجاد "آسیبهای پنهان" و "شکستهای حفاظتی" خاموشی میشود که تا زمان وقوع بحران، نامرئی باقی میمانند. موضوع منتخب شده در این مقاله به تحلیل این معضل ساختاری، تبعات منفی نگاه سلیقهای به مقوله حفاظت و مراقبت، و بازخوردهای مثبت ناشی از حرفهایگرایی در این حوزه حیاتی میپردازد.
مقدمه
امنیت و محافظت، زیربنای هر فعالیت سازمانی پایدار است. چه در یک کارخانه بزرگ صنعتی و چه یک شرکت دانشبنیان کوچک یا در مجتمع های اداری،تجاری یا مسکونی، همه نیازمند بستری امن برای حفاظت از سرمایههای انسانی، اطلاعاتی و فیزیکی خود هستند . در این میان، حفاظت فیزیکی و مراقبت به عنوان خط مقدم دفاعی در برابر تهدیدات، نقشی کلیدی ایفا میکند. با این حال، در کشور این حوزه اغلب قربانی یک باور نادرست مدیریتی میشود ، اینکه هر فردی با هر سطح از توانایی میتواند نگهبان یا مسئول حفاظت باشد. این طرز تلقی، نه تنها منجر به اتلاف منابع میشود، بلکه سازمانها را در برابر خطراتی که گاه جبرانناپذیر هستند، آسیبپذیر میسازد.
بحث
۱. حفاظت فیزیکی؛ فراتر از یک نگهبان ساده
نگاه سنتی به حفاظت فیزیکی ، آن را به حضور فیزیکی یک نگهبان در ورودی سازمان تقلیل میدهد. اما حفاظت فیزیکی مدرن، مجموعهای از اقدامات هماهنگ شامل سیستمهای نظارتی، کنترل دسترسی، طراحی محیطی ، ارزیابی ریسک، و مدیریت بحران است .
یک متخصص حراست در جایگاه یک "نگهبان" نیست، بلکه مدیری است که تخصص های لازم از جمله اصول رفتاری، روانشناسی اجتماعی، حقوق شهروندی، و فناوریهای نوین امنیتی،اطفاء حریق،امداد،کنترل بحران ،دفاع شخصی و... آشنا باشد. همانطور که در شرح وظایف یک موسسه حفاظتی معتبر مثل محافظین حریم سامان دیده میشود، آموزش نیروها در سرفصلهایی مانند "رفتار سازمانی"، "مشاهده و توصیف"، "شناسایی اشیا و بستههای مشکوک" و "کمکهای اولیه" ضروری است . متأسفانه، کارفرمایان ایرانی معمولاً به جای جستجوی این تخصصها، صرفاً به دنبال پر کردن جای خالی با حداقل دستمزد هستند.
۲. شکست حفاظتی: آسیبهای پنهان ناشی از نگاه غیرتخصصی
استفاده از نیروهای بیتجربه یا آموزشندیده در پستهای حفاظتی، لایههای پنهانی از آسیب را به سازمان وارد میکند که در ترازنامههای مالی دیده نمیشوند، اما در بلندمدت فرساینده هستند:
شکست رفتاری :
نیروی آموزشندیده ممکن است با رفتار نادرست، پرخاشگری یا عدم رعایت اخلاق حرفهای ، چهره سازمان را در نزد اربابرجوع، مشتریان یا حتی کارکنان خود سازمان مخدوش کند. این یک آسیب پنهان به "برند کارفرمایی" و "اعتبار اجتماعی" است .
شکست در تشخیص تهدید:
یکی از مهمترین وظایف یک محافظ، "تشخیص به موقع" تهدید است. فقدان آموزش و تخصص، منجر به نابینایی عملکردی میشود. به عبارت دیگر، محافظ، تهدید را میبیند اما درک نمیکند. اینجاست که یک سرقت ساده یا یک خرابکاری، به راحتی از مقابل چشمان یک نگهبان سنتی عبور کرده و به "شکست حفاظتی" منجر میشود.
فقدان تحلیل و بازخورد:
یک سیستم حفاظتی پویا، نیازمند دریافت بازخورد از عملکرد خود است . آیا سیستم دوربینها کار میکنند؟ آیا نقاط کوری وجود دارد؟ آیا رویههای کنترلی مؤثرند؟ نیروهای غیرمتخصص توانایی تحلیل این دادهها و ارائه بازخورد سازنده به مدیران را ندارند و در نتیجه، سازمان هر روز همان اشتباهات دیروز را تکرار میکند.
عدم ثبت و انتقال دانش:
دفتر ثبت وقایع یک ابزار حیاتی در حفاظت فیزیکی است . اما ثبت وقایع بدون تحلیل و انتقال صحیح آن به شیفت بعدی یا مدیران، بیفایده است. در نگاه غیرتخصصی، این دفاتر به محلی برای ثبت مشاهدات پیش پا افتاده تبدیل میشوند و اطلاعات ارزشمند درباره الگوهای تهدید یا نقاط ضعف در آنها گم میشود.
۳. بازخوردهای مثبت حرفهایگرایی در حفاظت
در مقابل، زمانی که مسئولین و کارفرمایان به این باور برسند که امر محافظت یک تخصص است و از کارشناسان باتجربه استفاده کنند، بازخوردهای مثبت شگرفی در سازمان نمایان میشود:
ایجاد آرامش روانی و افزایش بهرهوری:
اولین و مهمترین بازخورد مثبت، ایجاد حس امنیت در کارکنان است. وقتی کارکنان بدانند در محیطی امن کار میکنند و یک تیم حرفهای از آنها و داراییهایشان محافظت میکند، تمرکز و بهرهوری آنها افزایش مییابد .
کاهش هزینههای پنهان:
یک کارشناس خبره با شناسایی ریسکها و رفع نواقص امنیتی (مثلاً قفلهای معیوب، روشنایی نامناسب محوطه، یا رویههای اشتباه تردد)، از وقوع حوادثی جلوگیری میکند که هزینههای مستقیم (تعمیرات، جایگزینی تجهیزات) و غیرمستقیم (توقف خط تولید، مسائل حقوقی) سرسامآوری دارند.
بهبود وجهه سازمان:
یک واحد حفاظت حرفهای، با رفتار محترمانه، منظم و هوشیارانه خود، به یک ویترین مثبت برای سازمان تبدیل میشود. این همان "بازخورد مثبت" در عمل است که اعتماد عمومی و اعتبار سازمانی را ارتقا میبخشد .
توسعه عملکرد پیشگیرانه:
به جای برخورد سلیقهای و واکنشی پس از وقوع حادثه، یک کارشناس خبره با تحلیل دادهها و سناریوهای تهدید، استراتژیهای پیشگیرانه تدوین میکند و سازمان را از منطقه خطر دور نگه میدارد .
۴. سلیقهای عمل کردن؛ آفت امنیت سازمانی
متأسفانه در بسیاری از سازمانهای ایرانی، تصمیمگیری در مورد مسائل حفاظتی بر اساس "سلیقه" مدیر یا مسئول اجرایی است. گاهی یک مدیر به دلیل تجربه قبلی شخصی خود (که ممکن است کاملاً با شرایط فعلی سازمان متفاوت باشد)، یا صرفاً بر اساس توصیه یک آشنا، ساختار حفاظتی سازمان را طراحی میکند. این رویکرد سلیقهای، که ریشه در عدم باور به تخصص دارد، موجب میشود تا استانداردهای علمی و تجارب متخصصان این حوزه نادیده گرفته شود. نتیجه این میشود که سازمان هزینه میکند، اما امنیت خریداری نمیکند؛ صرفاً "توهم امنیت" میخرد.
نتیجهگیری و راهکارها
عدم تخصصگرایی در حوزه حفاظت و مراقبت در ایران، یک چالش جدی و پنهان است که پیکره سازمانها را از درون میخورد. نگاه هزینهای به این حوزه و بیتوجهی به مشاوره و به کارگیری کارشناسان مجرب، سازمانها را در معرض شکستهای حفاظتی خاموش و پرخطری قرار میدهد. برای برونرفت از این وضعیت، پیشنهادات زیر ارائه میشود:
تغییر نگرش مدیران:
مدیران ارشد سازمانها باید بدانند که امنیت یک "هزینه" نیست، بلکه یک "سرمایهگذاری" برای بقا و پیشرفت است و برای مدیریت آن باید از متخصصان بهره گرفت.
الزام به استانداردها و آییننامهها:
استفاده از ظرفیت آییننامههای موجود (مانند آییننامه موسسات حفاظتی و مراقبتی) و رعایت استانداردهای بینالمللی میتواند مانع از تصمیمگیریهای سلیقهای شود.
توانمندسازی نیروی انسانی: سرمایهگذاری بر روی آموزش مستمر نیروهای حفاظتی و ارتقای دانش فنی و مهارتهای نرم (ارتباطات، اخلاق) آنها، یکی از کلیدیترین گامهاست.
ارزیابی مستمر عملکرد (بازخورد):
ایجاد سیستم دریافت بازخورد از عملکرد واحد حفاظت، از سوی کارکنان، مراجعهکنندگان و حتی مدیران میانی، به بهبود مستمر این بخش کمک شایانی میکند .
در نهایت، باید پذیرفت که امنیت یک کالای آماده نیست که بتوان آن را از هر فروشندهای خرید؛ امنیت یک "فرهنگ" و یک "دانش" است که باید در بستر سازمان و با کمک متخصصان آن نهادینه شود